أبو الحسن الشعراني
16
پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)
ايشان دربارهء كشفالمرادش دارد . دربارهء حكمت در ابتداى اسرارالحكم - كه به حواشى و تصحيح ايشان چاپ شده - مىفرمايد كه خداوند تعالى براى تجليل حكمت و حكما در قرآن كريم سورهء لقمان را فرستاد و او را چون شاخصى در حكمت نام برد و نمونهاى از اقوال لقمان را در ترغيب به خداشناسى و اخلاق حسنه نقل فرموده و در اخبار آمده است كه بر لقمان حكمت و نبوّت را عرضه كردند ، او حكمت را برگزيد . علّامه شعرانى در اين موضوع خيلى پافشارى داشتند كه دين ، دين دليل است . برهان بخواهيد ، با برهان حرف بزنيد ، يك وقتى آدم به خطابه صحبت مىكند ، مىخواهد مردم را ارشاد بكند آن هم سعى بكند كه واقع باشد ، همانطورى كه قرآن به ما فرمود : ادْعُ إِلى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ « 1 » راجع به آخوند ملا صدرا تعبير شريف ايشان اين بود كه مىفرمود : مرحوم آخوند لطف الهى بود . زمانى كه غرب مردم را به مادىگرى و ماديّات گرفتار و از آنسو از ماوراى طبيعت بىخبر و آنطور متوقف در مادّه شدند ، خداوند سبحان هم از اين طرف در مقابلشان چنين مردى را برانگيخت و هشدار داد به همه كه اينطور نباشيد كه أخلد في الأرض و از فوق ارض و باطن ارض و از خداوند عالم و حقيقت بىخبر بوده باشيد . اين نظرى كه علّامه شعرانى دربارهء آخوند داشتند ، اينها همه را مشافهتا از ايشان شنيدم . . . . جناب آقاى همايى ، آقاى شعرانى را شيخ بهائى عصر معرّفى مىكند و مىگويد : ملّا مردى بود جناب آقاى شعرانى . ملّايى كه از يك طرف مجسطى مىگفت ، از يك طرف در طبّ قانون مىگفت ، از يك طرف فقه و اصول كه علوم رسمى ايشان بود ، مثلا جواهر مىفرمود ، قواعد را تحشيه كرده ، وافى را تحشيه كرده ، مجمع را تحشيه كرده و رياضيّاتش آن بود . . . . ديوان شعرشان به چاپ نرسيد . شعرشان ، مانند اشعار شيخالرئيس ، ميرداماد و مرحوم جلوه سنگين و با هيبت و ثقيل بود ، مثل شعرهاى شيخالرئيس ، فارسىاش ، عربىاش ، مثل آن قصيدهء غرّاء نونيّهء فخر رازى در مدح امام هشتم عليه السّلام و . . . يكى از آلات رياضى براى تعيين قبله به طرز بديع و مبتنى بر قواعد رياضى و نجومى ، صنعتى است كه
--> ( 1 ) . نحل ( 16 ) آيهء 125 .